シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 240 対句 9 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۴۰

  1. که نگزارد این وام را جز فقیر که فقرست دریای در وفا

G240:9

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 تو جان و جهانی کریما مرا·چه جان و جهان از کجا تا کجا
  2. 2 که جان خود چه باشد بر عاشقان·جهان خود چه باشد بر اولیا
  3. 3 نه بر پشت گاویست جمله زمین·که در مرغزار تو دارد چرا
  4. 4 در آن کاروانی که کل زمین·یکی گاوبارست و تو ره نما
  5. 5 در انبار فضل تو بس دانه‌هاست·که آن نشکند زیر هفت آسیا
  6. 6 تو در چشم نقاش و پنهان ز چشم·زهی چشم بند و زهی سیمیا
  7. 7 تو را عالمی غیر هجده هزار·زهی کیمیا و زهی کبریا
  8. 8 یکی بیت دیگر بر این قافیه·بگویم بلی وام دارم تو را
  9. 9 که نگزارد این وام را جز فقیر·که فقرست دریای در وفا
  10. 10 غنی از بخیلی غنی مانده‌ست·فقیر از سخاوت فقیر از سخا

ganjoor: sh240 · public domain