シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2526 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۵۲۶

  1. چو عیسی گر شکر خندی شکرخنده ببین از وی چو موسی گر کمر بندی بر آن کوه کمر باری

G2526:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 نکو بنگر به روی من نه آنم من که هر باری·ببین دریای شیرینی ببین موج گهر باری
  2. 2 کی بگریزد ز دست حق کی پرهیزد ز شست حق·قیامت کو که تا بیند به نقد این شور و شر باری
  3. 3 یکی دستش چو قبض آمد یکی دستش چو بسط آمد·نداری زین دو بیرون شو گه باش و سفر باری
  4. 4 چو عیسی گر شکر خندی شکرخنده ببین از وی·چو موسی گر کمر بندی بر آن کوه کمر باری
  5. 5 شدی دربان هر دونی به زیر بام گردونی·به کوی یار ما دررو که بینی بام و در باری
  6. 6 به شاخ گل همی‌گفتم چه می‌رقصی در این گلخن·درآ در باغ جان بنگر شکوفه و شاخ تر باری
  7. 7 عطارد را همی‌گفتم به فضل و فن شدی غره·قلم بشکن بیا بشنو پیام نیشکر باری
  8. 8 به گوش زهره می‌گفتم که گوشت گرم شد از می·سر اندر بزم سلطان کن ببین سودای سر باری
  9. 9 چو سوسن صد زبان داری زبان درکش از این زاری·ز غنچه بسته لب بشنو ز خاموشان خبر باری

ganjoor: sh2526 · public domain