シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2526› 対句 7 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۵۲۶
- عطارد را همیگفتم به فضل و فن شدی غره قلم بشکن بیا بشنو پیام نیشکر باری
G2526:7
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 نکو بنگر به روی من نه آنم من که هر باری·ببین دریای شیرینی ببین موج گهر باری
- 2 کی بگریزد ز دست حق کی پرهیزد ز شست حق·قیامت کو که تا بیند به نقد این شور و شر باری
- 3 یکی دستش چو قبض آمد یکی دستش چو بسط آمد·نداری زین دو بیرون شو گه باش و سفر باری
- 4 چو عیسی گر شکر خندی شکرخنده ببین از وی·چو موسی گر کمر بندی بر آن کوه کمر باری
- 5 شدی دربان هر دونی به زیر بام گردونی·به کوی یار ما دررو که بینی بام و در باری
- 6 به شاخ گل همیگفتم چه میرقصی در این گلخن·درآ در باغ جان بنگر شکوفه و شاخ تر باری
- 7 عطارد را همیگفتم به فضل و فن شدی غره·قلم بشکن بیا بشنو پیام نیشکر باری
- 8 به گوش زهره میگفتم که گوشت گرم شد از می·سر اندر بزم سلطان کن ببین سودای سر باری
- 9 چو سوسن صد زبان داری زبان درکش از این زاری·ز غنچه بسته لب بشنو ز خاموشان خبر باری
ganjoor: sh2526 · public domain