シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2583 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۵۸۳

  1. از یک قدح و صد دل، او مست نمی‌گردد گر باده اثر کردی در دل تن از او رستی

G2583:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 آمد مه ما مستی دستی فلکا دستی·من نیست شدم باری در هست یکی هستی
  2. 2 از یک قدح و صد دل، او مست نمی‌گردد·گر باده اثر کردی در دل تن از او رستی
  3. 3 بار دگر آوردی زان می که سحر خوردی·پر می‌دهیم گر نی این شیشه بنشکستی
  4. 4 بر جام من از مستی سنگی زدی اشکستی·از جز تو گر اشکستی بودی که نپیوستی
  5. 5 زین باده چشید آدم کز خویش برون آمد·گر مرده از این خوردی از گور برون جستی
  6. 6 گر سیر نه ای از سر هین خوار و زبون منگر·در ماه که از بالا  آید به چه پستی
  7. 7 ای برده نمازم را از وقت چه بی‌باکی·گر رشک نبردی دل تن عشق پرستستی
  8. 8 آن مست در آن مستی گر آمدی اندر صف·هم قبله از او گشتی هم کعبه رخش خستی

ganjoor: sh2583 · public domain