シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2583› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۵۸۳
- بار دگر آوردی زان می که سحر خوردی پر میدهیم گر نی این شیشه بنشکستی
G2583:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 آمد مه ما مستی دستی فلکا دستی·من نیست شدم باری در هست یکی هستی
- 2 از یک قدح و صد دل، او مست نمیگردد·گر باده اثر کردی در دل تن از او رستی
- 3 بار دگر آوردی زان می که سحر خوردی·پر میدهیم گر نی این شیشه بنشکستی
- 4 بر جام من از مستی سنگی زدی اشکستی·از جز تو گر اشکستی بودی که نپیوستی
- 5 زین باده چشید آدم کز خویش برون آمد·گر مرده از این خوردی از گور برون جستی
- 6 گر سیر نه ای از سر هین خوار و زبون منگر·در ماه که از بالا آید به چه پستی
- 7 ای برده نمازم را از وقت چه بیباکی·گر رشک نبردی دل تن عشق پرستستی
- 8 آن مست در آن مستی گر آمدی اندر صف·هم قبله از او گشتی هم کعبه رخش خستی
ganjoor: sh2583 · public domain