シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2598› 対句 6 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۵۹۸
- از شرم تو شاخ گل سر پیش درافکنده وز زاری من بلبل وامانده شد از زاری
G2598:6
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری·یک دم چه زیان دارد گر روی به ما آری
- 2 ای روی تو چون آتش وی بوی تو چون گل خَوش·یا رب که چه رو داری یا رب که چه بو داری
- 3 در پیش دو چشم من پیوسته خیال تو·خوش خواب که میبینم در حالت بیداری
- 4 دل را چو خیال تو بنوازد مسکین دل·در پوست نمیگنجد از لذت دلداری
- 5 قرص قمرت گویم نور بصرت گویم·جان دگرت گویم یا صحت بیماری
- 6 از شرم تو شاخ گل سر پیش درافکنده·وز زاری من بلبل وامانده شد از زاری
- 7 از جمله ببر زیرا آن جا که توی و او·تو نیز نمیگنجی جز او که دهد یاری
- 8 اندر شکم ماهی دم با کی زند یونس·جز او کی بود مونس در نیم شب تاری
- 9 در چشمه سوزن تو خواهی که رود اشتر·ای بسته تو بر اشتر شش تنگ به سرباری
- 10 با این همه ای دیده نومید مباش از وی·چون ابر بهاری کن در عشق گهرباری
ganjoor: sh2598 · public domain