シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 26› 対句 6 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۶
- در آب تیره بنگری نی ماه بینی نی فلک خورشید و مه پنهان شود چون تیرگی گیرد هوا
G26:6
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 هر لحظه وحی آسمان آید به سر جانها·کاخر چو دردی بر زمین تا چند میباشی برآ
- 2 هر کز گران جانان بود چون درد در پایان بود·آنگه رود بالای خم کان درد او یابد صفا
- 3 گل را مجنبان هر دمی تا آب تو صافی شود·تا درد تو روشن شود تا درد تو گردد دوا
- 4 جانیست چون شعله ولی دودش ز نورش بیشتر·چون دود از حد بگذرد در خانه ننماید ضیا
- 5 گر دود را کمتر کنی از نور شعله برخوری·از نور تو روشن شود هم این سرا هم آن سرا
- 6 در آب تیره بنگری نی ماه بینی نی فلک·خورشید و مه پنهان شود چون تیرگی گیرد هوا
- 7 باد شمالی میوزد کز وی هوا صافی شود·وز بهر این صیقل سحر در میدمد باد صبا
- 8 باد نفس مر سینه را ز اندوه صیقل میزند·گر یک نفس گیرد نفس مر نفس را آید فنا
- 9 جان غریب اندر جهان مشتاق شهر لامکان·نفس بهیمی در چرا چندین چرا باشد چرا
- 10 ای جان پاک خوش گهر تا چند باشی در سفر·تو باز شاهی بازپر سوی صفیر پادشا
ganjoor: sh26 · public domain