シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2686 対句 7 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۶۸۶

  1. قراری یابی آنگه بر لب عشق چو ساکن گشته‌ای در بی‌قراری

G2686:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 اگر یار مرا از من برآری·من او گشتم بگو با او چه داری
  2. 2 میان ما چو تو مویی نبینی·تو مانی در میان شرمساری
  3. 3 ببین عیب ار چه عاشق گشت رسوا·نباشد عار گر بحری است عاری
  4. 4 بیا ای دست اندر آب کرده·کلوخ خشک خواهی تا برآری
  5. 5 تو خواهی همچو ابر بازگونه·که باران از زمین بر چرخ باری
  6. 6 چو ناخن نیز نگذارد تو را عشق·روا باشد که آن سر را بخاری
  7. 7 قراری یابی آنگه بر لب عشق·چو ساکن گشته‌ای در بی‌قراری
  8. 8 مکن یاد کسی ای جان شیرین·که نشناسد خزان را از بهاری
  9. 9 نداند عطسه را زان لاغ دیگر·نداند شیر از روبه عیاری
  10. 10 بگفتم ای ونک غوطی بخوردم·در آن موج لطیف شهریاری
  11. 11 شدم از کار من از شمس تبریز·بیا در کار گر تو مرد کاری

ganjoor: sh2686 · public domain