シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2688 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۶۸۸

  1. صلا که ساعتی دیگر نیابی ز مشرق تا به مغرب هوشیاری

G2688:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 صلا ای صوفیان کامروز باری·سماع است و شراب و عیش آری
  2. 2 صلا که ساعتی دیگر نیابی·ز مشرق تا به مغرب هوشیاری
  3. 3 چنان در بحر مستی غرق گردند·که دل در عشق خوبی خوش عذاری
  4. 4 از این مستان ننوشی های و هویی·وزین خوبان نبینی گوشواری
  5. 5 در این مستان کجا وهمی رسیدی·گر این مستان ننالند از خماری
  6. 6 به صد عالم نگنجد از جلالت·چنین سلطان و اعظم شهریاری
  7. 7 ولیکن چون غبار انگیخت اسپش·به وهم آمد کر و فر سواری
  8. 8 دهان بربند کاین جا یک نظر نیست·که بشناسد سواری از غباری

ganjoor: sh2688 · public domain