シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2774› 対句 7 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۷۷۴
- ای که از الا تو لافیدی بدین زفتی مباش چشمها را پاک کن بنگر که هم در لاستی
G2774:7
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 در فنای محض افشانند مردان آستی·دامن خود برفشاند از دروغ و راستی
- 2 مرد مطلق دست خود را کی بیالاید به جان·آخر ای جان قلندر از چه پهلو خاستی
- 3 سالکی جان مجرد بر قلندر عرضه داد·گفت در گوشش قلندر کان طرف می واستی
- 4 کاین طرف هر چند سوزی در شرار عشق خویش·لیک هم مطلق نهای زیرا که در غوغاستی
- 5 در جمال لم یزل چشم ازل حیران شده·نی فزودی از دو عالم نی ز نفیش کاستی
- 6 تو نه این جایی نه آن جا لیک عشاق از هوس·میکنند آن جا نظر کان جاستی آن جاستی
- 7 ای که از الا تو لافیدی بدین زفتی مباش·چشمها را پاک کن بنگر که هم در لاستی
- 8 مرحبا جان عدم رنگ وجودآمیز خوش·فارغ از هست و عدم مر هر دو را آراستی
- 9 پاکی چشمت نباشد جز شه تبریزیان·شمس دین گر او بخواهد لیک نی زانهاستی
ganjoor: sh2774 · public domain