シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2785› 対句 2 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۷۸۵
- ور چو چشم خونی او بودمی من فتنه جوی در میان حلقههای شور و غوغا بودمی
G2785:2
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 گر من از اسرار عشقش نیک دانا بودمی·اندر آن یغما رفیق ترک یغما بودمی
- 2 ور چو چشم خونی او بودمی من فتنه جوی·در میان حلقههای شور و غوغا بودمی
- 3 گر ضمیر هر خسی ما را نخستی در جهان·در سر و دلها روان مانند سودا بودمی
- 4 گر نه هر روزی ز برجی سر فروکردی مهم·جا نگردانیدمی هرگز به یک جا بودمی
- 5 من نکردم جلدیی با عشق او کان آتشش·آب کردی مر مرا گر سنگ خارا بودمی
- 6 گر نکاهیدی وجودم هر دمی از درد عشق·من نه عاشق بودمی من کارافزا بودمی
- 7 گر نه موج عشق شمس الدین تبریزی بدی·کو مرا بر میکشد در قعر دریا بودمی
ganjoor: sh2785 · public domain