シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2785 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۷۸۵

  1. گر ضمیر هر خسی ما را نخستی در جهان در سر و دل‌ها روان مانند سودا بودمی

G2785:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 گر من از اسرار عشقش نیک دانا بودمی·اندر آن یغما رفیق ترک یغما بودمی
  2. 2 ور چو چشم خونی او بودمی من فتنه جوی·در میان حلقه‌های شور و غوغا بودمی
  3. 3 گر ضمیر هر خسی ما را نخستی در جهان·در سر و دل‌ها روان مانند سودا بودمی
  4. 4 گر نه هر روزی ز برجی سر فروکردی مهم·جا نگردانیدمی هرگز به یک جا بودمی
  5. 5 من نکردم جلدیی با عشق او کان آتشش·آب کردی مر مرا گر سنگ خارا بودمی
  6. 6 گر نکاهیدی وجودم هر دمی از درد عشق·من نه عاشق بودمی من کارافزا بودمی
  7. 7 گر نه موج عشق شمس الدین تبریزی بدی·کو مرا بر می‌کشد در قعر دریا بودمی

ganjoor: sh2785 · public domain