シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2861› 対句 2 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۸۶۱
- کی برد جان ز تو گر ز آنک تو دل سخت کنی کی برد سر ز تو گر ز آنک بدین پردازی
G2861:2
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 چند روز است که شطرنج عجب میبازی·دانه بوالعجب و دام عجب میسازی
- 2 کی برد جان ز تو گر ز آنک تو دل سخت کنی·کی برد سر ز تو گر ز آنک بدین پردازی
- 3 صفت حکم تو در خون شهیدان رقصد·مرگ موش است ولیکن بر گربه بازی
- 4 بدگمان باشد عاشق تو از اینها دوری·همه لطفی و ز سر لطف دگر آغازی
- 5 همچو نایم ز لبت میچشم و مینالم·کم زنم تا نکند کس طمع انبازی
- 6 نای اگر ناله کند لیک از او بوی لبت·برسد سوی دماغ و بکند غمازی
- 7 تو که می ناله کنی گر نه پی طراری است·از گزافه تو چنین خوش دم و خوش آوازی
- 8 نه هر آواز گواه است خبر میآرد·این خبر فهم کن ار همنفس آن رازی
- 9 ای دل از خویش و از اندیشه تهی شو زیرا·نی تهی گشت از آن یافت ز وی دمسازی
ganjoor: sh2861 · public domain