シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2914 対句 5 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۹۱۴

  1. بر گلستانش گدازان شو چو برف تا برآرد صد بهار از ماه دی

G2914:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ناگهان اندر دویدم پیش وی·بانگ برزد مست عشق او که هی
  2. 2 هیچ می‌دانی چه خون ریز است او؟·چون توی را زهره کی بوده‌ست کی؟
  3. 3 شکران در عشق او بگداختند·سربریده ناله کن مانند نی
  4. 4 پاک کن رگ‌های خود در عشق او·تا نبرد تیغ او پایت ز پی
  5. 5 بر گلستانش گدازان شو چو برف·تا برآرد صد بهار از ماه دی
  6. 6 یا درآ و نرم نرمک مرده شو·تا تو را گویند ای قیوم حی
  7. 7 حبس کن مر شیره را در خنب حق·تا بجوشد وارهد از نیک و بی
  8. 8 شمس تبریزی بیا در من نگر·تا ببینی مر مرا معدوم شی

ganjoor: sh2914 · public domain