シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2938 対句 9 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۹۳۸

  1. از بانگ طاس ماه بگرفته می‌گشاید ماهت منم گرفته بانگی زن ار تو طاسی

G2938:9

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 آن مه چو در دل آید او را عجب شناسی·در دل چگونه آید از راه بی‌قیاسی
  2. 2 گر گویی می‌شناسم لاف بزرگ و دعوی·ور گویی من چه دانم کفر است و ناسپاسی
  3. 3 بردانم و ندانم گردان شده‌ست خلقی·گردان و چشم بسته چون استر خراسی
  4. 4 می‌گرد چون خراسی خواهی و گر نخواهی·گردن مپیچ زیرا دربند احتباسی
  5. 5 یوسف خرید کوری با هیجده قلب آری·از کوری خرنده وز حاسدی نخاسی
  6. 6 تو هم ز یوسفانی در چاه تن فتاده·اینک رسن برون آ تا در زمین نتاسی
  7. 7 ای نفس مطمئنه اندر صفات حق رو·اینک قبای اطلس تا کی در این پلاسی
  8. 8 گر من غزل نخوانم بشکافد او دهانم·گوید طرب بیفزا آخر حریف کاسی
  9. 9 از بانگ طاس ماه بگرفته می‌گشاید·ماهت منم گرفته بانگی زن ار تو طاسی
  10. 10 آدم ز سنبلی خورد کان عاقبت بریزد·تو سنبل وصالی ایمن ز زخم داسی

ganjoor: sh2938 · public domain