シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2996› 対句 9 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۹۹۶
- بر خاک من امانت حق گر نتافتی من چون مزاج خاک ظلوم و جهولمی
G2996:9
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 گر من ز دست بازی هر غم پژولمی·زیرک نبودمی و خردمند گولمی
- 2 گر آفتاب عشق نبودیم چون زحل·گه در صعود انده و گه در نزولمی
- 3 ور بوی مصر عشق قلاوز نیستی·چون اهل تیه حرص گرفتار غولمی
- 4 ور آفتاب جانها خانه نشین بدی·دربند فتح باب و خروج و دخولمی
- 5 ور گلستان جان نبدی ممتحن نواز·من چون صبا ز باغ وفا کی رسولمی
- 6 عشق ار سماع باره و دف خواه نیستی·من همچو نای و چنگ غزل کی شخولمی
- 7 ساقیم گر ندادی داروی فربهی·همچون لب زجاج و قدح در نحولمی
- 8 گر سایه چمن نبدی و فروغ او·من چون درخت بخت خسان بیاصولمی
- 9 بر خاک من امانت حق گر نتافتی·من چون مزاج خاک ظلوم و جهولمی
- 10 از گور سوی جنت اگر راه نیستی·در گور تن چرا خوش و باعرض و طولمی
- 11 ور راه نیستی به یمین از سوی شمال·کی چون چمن حریف جنوب و شمولمی
- 12 گر گلشن کرم نبدی کی شکفتمی·ور لطف و فضل حق نبدی من فضولمی
- 13 بس کن ز آفتاب شنو مطلع قصص·آن مطلع ار نبودی من در افولمی
ganjoor: sh2996 · public domain