シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2998› 対句 5 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۹۹۸
- بی بحر تو چو ماهی بر خاک میطپیم ماهی همین کند چو ز آبش جدا کنی
G2998:5
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 سوگند خوردهای که از این پس جفا کنی·سوگند بشکنی و جفا را رها کنی
- 2 امروز دامن تو گرفتیم و میکشیم·تا کی بهانه گیری و تا کی دغا کنی
- 3 میخندد آن لبت صنما مژده میدهد·کاندیشه کردهای که از این پس وفا کنی
- 4 بی تو نماز ما چو روا نیست سود چیست·آنگه روا شود که تو حاجت روا کنی
- 5 بی بحر تو چو ماهی بر خاک میطپیم·ماهی همین کند چو ز آبش جدا کنی
- 6 ظالم جفا کند ز تو ترساندش اسیر·حق با تو آن کند که تو در حق ما کنی
- 7 چون تو کنی جفا ز کی ترساندت کسی·جز آنک سر نهد به هر آنچ اقتضا کنی
- 8 خاموش کم فروش تو در یتیم را·آن کش بها نباشد چونش بها کنی
ganjoor: sh2998 · public domain