シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 3025 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۰۲۵

  1. گنج روان در دلت بر سر گنج این گلت گیرم بی‌دیده‌ای آخر نشنوده‌ای

G3025:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 جای دگر بوده‌ای زانک تهی روده‌ای·آب دگر خورده‌ای زانک گل آلوده‌ای
  2. 2 مست دگر باده‌ای کاحمق و بس ساده‌ای·دل چه بدو داده‌ای رو که نیاسوده‌ای
  3. 3 گنج روان در دلت بر سر گنج این گلت·گیرم بی‌دیده‌ای آخر نشنوده‌ای
  4. 4 چیست سپیدی چشم از اثر نفس و خشم·چون پی دارو ز یشم سرمه دهی سوده‌ای
  5. 5 از نظر لم یزل دارد جانت تگل·پرتو خورشید را تو به گل اندوده‌ای
  6. 6 گنج دلت سر به مهر وین جگرت کان مهر·ای تو شکم خوار چند در هوس روده‌ای
  7. 7 از اثر شمس دینست این تبش عشق تو·وز تبریزست این بخت که پرورده‌ای

ganjoor: sh3025 · public domain