シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 3029 対句 5 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۰۲۹

  1. کان شکر آن لبست باد بقایش تا که نماند حزین و غوره فشاری

G3029:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 آه که دلم برد غمزه‌های نگاری·شیر شگرف آمد و ضعیف شکاری
  2. 2 هیچ دلی چون نبود خالی از اندوه·درد و غم چون تو یار و دلبر باری
  3. 3 از پی این عشق اشک‌هاست روانه·خوب شهی آمد و لطیف نثاری
  4. 4 چشم پیاپی چو ابر آب فشاند·تا ننشیند بر آن نیاز غباری
  5. 5 کان شکر آن لبست باد بقایش·تا که نماند حزین و غوره فشاری
  6. 6 نک شب قدرست و بدر کرد عنایت·بر دل هر شب روی ستاره شماری
  7. 7 بی مه او جان چو چرخ زیر و زبر بود·ماهی بی‌آب را کی دید قراری
  8. 8 خود تو چو عقلی و این جهان همه چون تن·از تن بی‌عقل کی بیاید کاری
  9. 9 خلعت نو پوش بر زمین و زمانه·خلعت گل یافت از جناب تو خاری
  10. 10 گر نبدی خوی دوست روح فشانی·خود نبدی عاشقی و روح سپاری
  11. 11 خرقه بده در قمارخانه عالم·خوب حریفی و سودناک قماری
  12. 12 بهر کنارش همی کنار گشایم·هیچ کس آن بحر را ندید کناری
  13. 13 تن بزنم تا بگوید آن مه خوش رو·آنک ز حلمش بیافت کوه وقاری

ganjoor: sh3029 · public domain