シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 3045› 対句 8 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۰۴۵
- به جان جمله مردان اگر چه جمله یکی اند که زیر چرخه گردون تنا چو گاو خراسی
G3045:8
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 من آن نیم که تو دیدی چو بینیم نشناسی·تو جز خیال نبینی که مست خواب و نعاسی
- 2 مرا بپرس که چونی در این کمی و فزونی·چگونه باشد یوسف به دست کور نخاسی
- 3 به چشم عشق توان دید روی یوسف جان را·تو چشم عشق نداری تو مرد وهم و قیاسی
- 4 بهای نعمت دیده سپاس و شکر خدا دان·مرم چو قلب ز کوره که کان شکر و سپاسی
- 5 وگر ز کوره بترسی یقین خیال پرستی·بت خیال تراشی وزان خیال هراسی
- 6 بت خیال تو سازی به پیش بت به نمازی·چو گبر اسیر بتانی چو زن حریف نفاسی
- 7 خیال فرع تو باشد که فرع فرع تو را شد·تو مه نهای تو غباری تو زر نهای تو نحاسی
- 8 به جان جمله مردان اگر چه جمله یکی اند·که زیر چرخه گردون تنا چو گاو خراسی
- 9 وگر ز چنبر گردون برون کشی سر و گردن·ز خرگله برهیدی فرشتهای و ز ناسی
ganjoor: sh3045 · public domain