シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 3057› 対句 6 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۰۵۷
- بگیر کیسه پرزر باقرضواالله آی قراضه قرض دهی صد هزار کان گیری
G3057:6
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 اگر ز حلقه این عاشقان کران گیری·دلت بمیرد و خوی فسردگان گیری
- 2 گر آفتاب جهانی چو ابر تیره شوی·وگر بهار نوی مذهب خزان گیری
- 3 چو کاسه تا تهیی تو بر آب رقص کنی·چو پر شدی به بن حوض و جو مکان گیری
- 4 خدای داد دو دستت که دامن من گیر·بداد عقل که تا راه آسمان گیری
- 5 که عقل جنس فرشتهست سوی او پوید·ببینیش چو به کف آینه نهان گیری
- 6 بگیر کیسه پرزر باقرضواالله آی·قراضه قرض دهی صد هزار کان گیری
- 7 به غیر خم فلک خمهای صدرنگ است·به هر خمی که درآیی از او نشان گیری
- 8 ز شیر چرخ گریزی به برج گاو روی·خری شوی به صفت راه کهکشان گیری
- 9 وگر تو خود سرطانی چو پهلوی شیری·یقین ز پهلوی او خوی پهلوان گیری
- 10 چو آفتاب جهان را پر از حیات کنی·چو زین جهان بجهی ملک آن جهان گیری
- 11 برآ چو آب ز تنور نوح و عالمگیر·چرا تنور خبازی که جمله نان گیری
- 12 خموش باش و همیتاز تا لب دریا·چو دم گسسته شوی گر ره دهان گیری
ganjoor: sh3057 · public domain