シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 3077 対句 8 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۰۷۷

  1. جواب گفت که من بازگونه می‌پرسم مثال کشت که گوید به آسمان چونی

G3077:8

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ایا مربی جان از صداع جان چونی·ایا ببرده دل از جمله دلبران چونی
  2. 2 ز زحمت شب ما و ز ناله‌های صبوح·که می‌رسد به تو ای ماه مهربان چونی
  3. 3 ایا کسی که نخفت و نخفت چشم خوشت·ز لکلک جرس و بانگ پاسبان چونی
  4. 4 ایا غریب فلک تو بر این زمین حیفی·ایا جهان ملاحت در این جهان چونی
  5. 5 ز آفتاب کی پرسد که چون همی‌گردی·به گلستان که بگوید که گلستان چونی
  6. 6 ز روی زرد بپرسند درد دل چونست·ولی کسی بنپرسد که ارغوان چونی
  7. 7 چو روی زشت به آیینه گفت چونی تو·بگفت من چو چراغم تو قلتبان چونی
  8. 8 جواب گفت که من بازگونه می‌پرسم·مثال کشت که گوید به آسمان چونی
  9. 9 دهان گشادم یعنی ببین که لب خشکم·که تا شراب تو گوید که ای دهان چونی
  10. 10 ز گفت چون تو جویی روان شود در حال·میان جان و روانم که ای روان چونی
  11. 11 بگو تو باقی این را که از خمار لبت·سرم گران شد پرسش که سرگران چونی

ganjoor: sh3077 · public domain