シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 3099 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۰۹۹

  1. هر آن کسی که تو از نوش او بنوشیدی ز بعد نوش کند نیش اوت فصادی

G3099:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 بداد پندم استاد عشق ز استادی·که هین بترس ز هر کس که دل بدو دادی
  2. 2 هر آن کسی که تو از نوش او بنوشیدی·ز بعد نوش کند نیش اوت فصادی
  3. 3 چو چشم مست کسی کرد حلقه در گوشت·ز گوش پنبه برون کن مجوی آزادی
  4. 4 بر این بنه دل خود را چو دخل خنده رسید·که غم نجوید عشرت ز خرمن شادی
  5. 5 مگر زمین مسلم دهد تو را سلطان·چنانک داد به بشر و جنید بغدادی
  6. 6 چو طوق موهبت آمد شکست گردن غم·رسید داد خدا و بمرد بیدادی
  7. 7 به هر کجا که روی ماه بر تو می‌تابد·مهست نورفشان بر خراب و آبادی
  8. 8 غلام ماه شدی شب تو را به از روزست·که پشتدار تو باشد میان هر وادی
  9. 9 خنک تو را و خنک جمله همرهان تو را·که سعد اکبری و نیکبخت افتادی
  10. 10 به وعده‌های خوشش اعتماد کن ای جان·که شاه مثل ندارد به راست میعادی
  11. 11 به گوش تو همه تفسیر این بگوید شاه·چنانک اشتر خود را نوا زند حادی

ganjoor: sh3099 · public domain