シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 3099› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۰۹۹
- چو چشم مست کسی کرد حلقه در گوشت ز گوش پنبه برون کن مجوی آزادی
G3099:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 بداد پندم استاد عشق ز استادی·که هین بترس ز هر کس که دل بدو دادی
- 2 هر آن کسی که تو از نوش او بنوشیدی·ز بعد نوش کند نیش اوت فصادی
- 3 چو چشم مست کسی کرد حلقه در گوشت·ز گوش پنبه برون کن مجوی آزادی
- 4 بر این بنه دل خود را چو دخل خنده رسید·که غم نجوید عشرت ز خرمن شادی
- 5 مگر زمین مسلم دهد تو را سلطان·چنانک داد به بشر و جنید بغدادی
- 6 چو طوق موهبت آمد شکست گردن غم·رسید داد خدا و بمرد بیدادی
- 7 به هر کجا که روی ماه بر تو میتابد·مهست نورفشان بر خراب و آبادی
- 8 غلام ماه شدی شب تو را به از روزست·که پشتدار تو باشد میان هر وادی
- 9 خنک تو را و خنک جمله همرهان تو را·که سعد اکبری و نیکبخت افتادی
- 10 به وعدههای خوشش اعتماد کن ای جان·که شاه مثل ندارد به راست میعادی
- 11 به گوش تو همه تفسیر این بگوید شاه·چنانک اشتر خود را نوا زند حادی
ganjoor: sh3099 · public domain