シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 3153› 対句 1 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۱۵۳
- ز اول بامداد سر مستی ورنه دستار کژ چرا بستی؟!
G3153:1
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 ز اول بامداد سر مستی·ورنه دستار کژ چرا بستی؟!
- 2 به خدا دوش تا سحر همه شب·باده بیصرفه، صرف خوردستی
- 3 در رخ و رنگ و چشم تو پیداست·که ازان بازی و ازان دستی
- 4 نانچ خوردی بده به مخموران·ای ولی نعمت همه هستی
- 5 شیر امروز در شکار آمد·لرزه در که فتاد در پستی
- 6 بدویدن ازو نخواهی رست·سر بند عاشقانه و رستی
- 7 تا که پیوسته در امان باشی·چون بدار الامانش پیوستی
- 8 شصت فرسنگ از سخن بگریز·که ز دام سخن درین شستی
ganjoor: sh3153 · public domain