シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 3154› 対句 7 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۱۵۴
- باده کهنه پیر راه تو بود رو که از چرخ پیر وارستی
G3154:7
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 ز اول بامداد سرمستی·ور نه دستار کژ چرا بستی
- 2 سخت مستست چشم تو امروز·دوش گویی که صرف خوردستی
- 3 جان مایی و شمع مجلس ما·السلام علیک خوش هستی
- 4 باده خوردی و بر فلک رفتی·مست گشتی و بند بشکستی
- 5 صورت عقل جمله دلتنگیست·صورت عشق نیست جز مستی
- 6 مست گشتی و شیرگیر شدی·بر سر شیر مست بنشستی
- 7 باده کهنه پیر راه تو بود·رو که از چرخ پیر وارستی
- 8 ساقی انصاف حق به دست توست·که جز آن شراب نپرستی
- 9 عقل ما بردهای ولیک این بار·آن چنان بر که بازنفرستی
ganjoor: sh3154 · public domain