シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 3154 対句 9 ← 前へ

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۱۵۴

  1. عقل ما برده‌ای ولیک این بار آن چنان بر که بازنفرستی

G3154:9

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ز اول بامداد سرمستی·ور نه دستار کژ چرا بستی
  2. 2 سخت مستست چشم تو امروز·دوش گویی که صرف خوردستی
  3. 3 جان مایی و شمع مجلس ما·السلام علیک خوش هستی
  4. 4 باده خوردی و بر فلک رفتی·مست گشتی و بند بشکستی
  5. 5 صورت عقل جمله دلتنگیست·صورت عشق نیست جز مستی
  6. 6 مست گشتی و شیرگیر شدی·بر سر شیر مست بنشستی
  7. 7 باده کهنه پیر راه تو بود·رو که از چرخ پیر وارستی
  8. 8 ساقی انصاف حق به دست توست·که جز آن شراب نپرستی
  9. 9 عقل ما برده‌ای ولیک این بار·آن چنان بر که بازنفرستی

ganjoor: sh3154 · public domain