シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 3172 対句 8 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۱۷۲

  1. جملهٔ جانها که ازین تن شدند حی و نهانند کنون چون پری

G3172:8

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای که ازین تنگ قفس می‌پری·رخت به بالای فلک می‌بری
  2. 2 زندگی تازه ببین بعد ازین·چند ازین زندگی سرسری؟!
  3. 3 در هوس مشتریت عمر رفت·ماه ببین و بره از مشتری
  4. 4 دلق شپشناک درانداختی·جان برهنه شده خود خوشتری
  5. 5 در عوض دلق تن چار میخ·بافته‌اند از صفتت ششتری
  6. 6 جامهٔ این جسم، غلامانه بود·گیر کنون پیرهن مهتری
  7. 7 مرگ حیاتست و حیاتست مرگ·عکس نماید نظر کافری
  8. 8 جملهٔ جانها که ازین تن شدند·حی و نهانند کنون چون پری
  9. 9 گشت سوار فرس غیب، جان·باز رهید از خر و از خرخری
  10. 10 سوخت درین آخر دنیا دلت·بهر وجوه جو این لاغری
  11. 11 پرده چو برخاست اگر این خرت·گردد زرین، تو درو ننگری
  12. 12 بر سر دریاست چو کشتی روان·روح، که بود از تن خود لنگری
  13. 13 گرچه جدا گشت ز دست و ز پا·فضل حقش داد پر جعفری
  14. 14 خانهٔ تن گر شکند، هین منال·خواجه! یقین دان که به زندان دری
  15. 15 چونک ز زندان و چه آیی برون·یوسف مصری و شه و سروری
  16. 16 چون برهی از چه و از آب شور·ماهیی و معتکف کوثری
  17. 17 باقی این را تو بگو، زانک خلق·از تو کنند ای شه من، باوری

ganjoor: sh3172 · public domain