シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 336 対句 9 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۳۶

  1. نه خاکست این زمین طشتیست پرخون ز خون عاشقان و زخم شهمات

G336:9

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 بده یک جام ای پیر خرابات·مگو فردا که فی التأخیر آفات
  2. 2 به جای باده درده خون فرعون·که آمد موسی جانم به میقات
  3. 3 شراب ما ز خون خصم باشد·که شیران را ز صیادیست لذات
  4. 4 چه پرخونست پوز و پنجه شیر·ز خون ما گرفتست این علامات
  5. 5 نگیرم گور و نی هم خون انگور·که من از نفی مستم نی ز اثبات
  6. 6 چو بازم گرد صید زنده گردم·نگردم همچو زاغان گرد اموات
  7. 7 بیا ای زاغ و بازی شو به همت·مصفا شو ز زاغی پیش مصفات
  8. 8 بیفشان وصف‌های باز را هم·مجردتر شو اندر خویش چون ذات
  9. 9 نه خاکست این زمین طشتیست پرخون·ز خون عاشقان و زخم شهمات
  10. 10 خروسا چند گویی صبح آمد·نماید صبح را خود نور مشکات

ganjoor: sh336 · public domain