シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 375 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۷۵

  1. اندر سفرست لیک چون مه در طلعت خوب خود مقیمست

G375:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 مر عاشق را ز ره چه بیمست·چون همره عاشق آن قدیمست
  2. 2 از رفتن جان چه خوف باشد·او را که خدای جان ندیمست
  3. 3 اندر سفرست لیک چون مه·در طلعت خوب خود مقیمست
  4. 4 کی منتظر نسیم باشد·آن کس که سبکتر از نسیمست
  5. 5 عشق و عاشق یکی‌ست ای جان·تا ظن نبری که آن دو نیمست
  6. 6 چون گشت درست عشق عاشق·هم منعم خویش و هم نعیمست
  7. 7 او در طلب چنین درستی·در پیش سهیل چون ادیمست
  8. 8 چون رفت در این طلب به دریا·دری‌ست اگر چه او یتیمست
  9. 9 ای دیده کرم ز شمس تبریز·مر حاتم را مگو کریمست

ganjoor: sh375 · public domain