シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 383 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۸۳

  1. بوالمعالی گشته بودی فضل و حجت می‌نمودی نک محکِّ عشق آمد‌، کو سؤالت‌؟ کو جوابت‌؟

G383:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 هین که گردن سست‌کردی‌، کو کبابت‌؟ کو شرابت‌؟·هین که بس تاریک‌رویی‌، ای گرفته آفتابت
  2. 2 یاد داری که ز مستی با خرد استیزه بستی‌؟·چون کلیدش را شکستی‌، از که باشد فتح بابت‌؟
  3. 3 در غم شیرین نجوشی لاجرم سرکه فروشی·آب حیوان را ببستی لاجرم رفته‌ست آبت
  4. 4 بوالمعالی گشته بودی فضل و حجت می‌نمودی·نک محکِّ عشق آمد‌، کو سؤالت‌؟ کو جوابت‌؟
  5. 5 مهتر تجار بودی‌، خویش قارون می‌نمودی·خواب بود و آن فنا شد‌، چونکه از سر رفت خوابت
  6. 6 بس زدی تو لاف‌ِ زفتی‌، عاقبت در دوغ رفتی·می‌خور اکنون آنچ داری‌، دوغ آمد خمر نابت
  7. 7 مخلص و معنی این‌ها گرچه دانی هم نهان‌کن·اندر الواح ضمیری تا نیاید در کتابت

ganjoor: sh383 · public domain