シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 383› 対句 7 ← 前へ
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۸۳
- مخلص و معنی اینها گرچه دانی هم نهانکن اندر الواح ضمیری تا نیاید در کتابت
G383:7
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 هین که گردن سستکردی، کو کبابت؟ کو شرابت؟·هین که بس تاریکرویی، ای گرفته آفتابت
- 2 یاد داری که ز مستی با خرد استیزه بستی؟·چون کلیدش را شکستی، از که باشد فتح بابت؟
- 3 در غم شیرین نجوشی لاجرم سرکه فروشی·آب حیوان را ببستی لاجرم رفتهست آبت
- 4 بوالمعالی گشته بودی فضل و حجت مینمودی·نک محکِّ عشق آمد، کو سؤالت؟ کو جوابت؟
- 5 مهتر تجار بودی، خویش قارون مینمودی·خواب بود و آن فنا شد، چونکه از سر رفت خوابت
- 6 بس زدی تو لافِ زفتی، عاقبت در دوغ رفتی·میخور اکنون آنچ داری، دوغ آمد خمر نابت
- 7 مخلص و معنی اینها گرچه دانی هم نهانکن·اندر الواح ضمیری تا نیاید در کتابت
ganjoor: sh383 · public domain