シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 416 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۴۱۶

  1. تَف و بویِ جگرِ سوخته و جوشش خون گَردِ زیر و بمِ مطرب بَه چه پیچیده خوش است

G416:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 مطرب و نوحه‌گرِ عاشق و شوریده خوش است·نبوَد بسته بوَد رسته و روییده خوش است
  2. 2 تَف و بویِ جگرِ سوخته و جوشش خون·گَردِ زیر و بمِ مطرب بَه چه پیچیده خوش است
  3. 3 ز ابرِ پُر آبِ دو چشمش ز تصاریفِ فراق·بر شکوفه رخِ پژمرده بباریده خوش است
  4. 4 بنگر جان و جهان ور نتوانی دیدن·این جهان در هوسش درهم و شوریده خوش است
  5. 5 پیش دلبر بنهادن سرِ سرمست سزا است·سرِ او را کفِ معشوق بمالیده خوش است
  6. 6 دیدنِ روی دلارام، عیان سلطانی است·هم خیالِ صنمِ نادره در دیده خوش است
  7. 7 این سعادت ندهد دست همیشه اما·دیدنِ آن مهِ جان ناگه و دزدیده خوش است
  8. 8 عشق اگر رخت تو را برد به غارت خوش باش·پیش آن یوسف زیبا کف ببریده خوش است
  9. 9 بس کن ار چه که اراجیف بشیرِ وصل است·وصل همچون شُکرِ ناگه بشنیده خوش است

ganjoor: sh416 · public domain