シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 416› 対句 5 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۴۱۶
- پیش دلبر بنهادن سرِ سرمست سزا است سرِ او را کفِ معشوق بمالیده خوش است
G416:5
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 مطرب و نوحهگرِ عاشق و شوریده خوش است·نبوَد بسته بوَد رسته و روییده خوش است
- 2 تَف و بویِ جگرِ سوخته و جوشش خون·گَردِ زیر و بمِ مطرب بَه چه پیچیده خوش است
- 3 ز ابرِ پُر آبِ دو چشمش ز تصاریفِ فراق·بر شکوفه رخِ پژمرده بباریده خوش است
- 4 بنگر جان و جهان ور نتوانی دیدن·این جهان در هوسش درهم و شوریده خوش است
- 5 پیش دلبر بنهادن سرِ سرمست سزا است·سرِ او را کفِ معشوق بمالیده خوش است
- 6 دیدنِ روی دلارام، عیان سلطانی است·هم خیالِ صنمِ نادره در دیده خوش است
- 7 این سعادت ندهد دست همیشه اما·دیدنِ آن مهِ جان ناگه و دزدیده خوش است
- 8 عشق اگر رخت تو را برد به غارت خوش باش·پیش آن یوسف زیبا کف ببریده خوش است
- 9 بس کن ار چه که اراجیف بشیرِ وصل است·وصل همچون شُکرِ ناگه بشنیده خوش است
ganjoor: sh416 · public domain