シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 467 対句 5 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۴۶۷

  1. چون سخن من شنید گفت به خاصان خویش کاین همه درد از کجاست حال پریشان کیست

G467:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 آنک چنان می‌رود ای عجب او جان کیست·سخت روان می‌رود سرو خرامان کیست
  2. 2 حلقه آن جعد او سلسله پای کیست·زلف چلیپا و شش آفت ایمان کیست
  3. 3 در دل ما صورتیست ای عجب آن نقش کیست·وین همه بوهای خوش از سوی بستان کیست
  4. 4 دیدم آن شاه را آن شه آگاه را·گفتم این شاه کیست خسرو و سلطان کیست
  5. 5 چون سخن من شنید گفت به خاصان خویش·کاین همه درد از کجاست حال پریشان کیست
  6. 6 عقل روان سو به سو روح دوان کو به کو·دل همه در جست و جو یا رب جویان کیست
  7. 7 دل چه نهی بر جهان باش در او میهمان·بنده آن شو که او داند مهمان کیست
  8. 8 در دل من دار و گیر هست دو صد شاه و میر·این دل پرغلغله مجلس و ایوان کیست
  9. 9 عرصه دل بی‌کران گم شده در وی جهان·ای دل دریاصفت سینه بیابان کیست
  10. 10 غم چه کند با کسی داند غم از کجاست·شاد ابد گشت آنک داند شادان کیست
  11. 11 ای زده لاف کرم گفته که من محسنم·مرگ تو گوید تو را کاین همه احسان کیست
  12. 12 آن دم کاین دوستان با تو دگرگون شوند·پس تو بدانی که این جمله طلسم آن کیست
  13. 13 نقد سخن را بمان سکه سلطان بجو·کای زر کامل عیار نقد تو از کان کیست

ganjoor: sh467 · public domain