シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 523› 対句 6 ← 前へ
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۵۲۳
- بسته بود راه اجل نبود خلاصش معتجل هم عیش را لایق نبد هم مرگ را عاشق نشد
G523:6
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 ای بیوفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد·قهر خدا باشد که بر لطف خدا عاشق نشد
- 2 چون کرد بر عالم گذر سلطان ما زاغ البصر·نقشی بدید آخر که او بر نقشها عاشق نشد
- 3 جانی کجا باشد که او بر اصل جان مفتون نشد·آهن کجا باشد که بر آهن ربا عاشق نشد
- 4 من بر در این شهر دی بشنیدم از جمع پری·خانه ش بده بادا که او بر شهر ما عاشق نشد
- 5 ای وای آن ماهی که او پیوسته بر خشکی فتد·ای وای آن مسی که او بر کیمیا عاشق نشد
- 6 بسته بود راه اجل نبود خلاصش معتجل·هم عیش را لایق نبد هم مرگ را عاشق نشد
ganjoor: sh523 · public domain