シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 557› 対句 1 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۵۵۷
- دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود جان ز لبت چو میکشد خیره و لب گزان بود
G557:1
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود·جان ز لبت چو میکشد خیره و لب گزان بود
- 2 تن برود به پیش دل کاین همه را چه میکنی·گوید دل که از مهی کز نظرت نهان بود
- 3 جز رخ دل نظر مکن جز سوی دل گذر مکن·زانک به نور دل همه شعله آن جهان بود
- 4 شیخ شیوخ عالمست آن که تو راست نومرید·آن که گرفت دست تو خاصبک زمان بود
- 5 دل به میان چو پیر دین حلقه تن به گرد او·شاد تنی که پیر دل شسته در آن میان بود
- 6 راز دل تو شمس دین در تبریز بشنود·دور ز گوش و جان او کز سخنت گران بود
ganjoor: sh557 · public domain