シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 591 対句 10 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۵۹۱

  1. گهی در کوی بیماران چو جالینوس می‌گردد گهی بر شکل بیماران به حیلت زار می‌آید

G591:10

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 چه بویست این چه بویست این مگر آن یار می‌آید·مگر آن یار گل رخسار از آن گلزار می‌آید
  2. 2 شبی یا پرده عودی و یا مشک عبرسودی·و یا یوسف بدین زودی از آن بازار می‌آید
  3. 3 چه نورست این چه تابست این چه ماه و آفتابست این·مگر آن یار خلوت جو ز کوه و غار می‌آید
  4. 4 سبوی می چه می‌جویی دهانش را چه می‌بویی·تو پنداری که او چون تو از این خمار می‌آید
  5. 5 چه نقصان آفتابی را اگر تنها رود در ره·چه نقصان حشمت مه را که بی‌دستار می‌آید
  6. 6 چه خورد این دل در آن محفل که همچون مست اندر گل·از آن میخانه چون مستان چه ناهموار می‌آید
  7. 7 مخسب امشب مخسب امشب قوامش گیر و دریابش·که او در حلقه مستان چنین بسیار می‌آید
  8. 8 گلستان می‌شود عالم چو سروش می‌کند سیران·قیامت می‌شود ظاهر چو در اظهار می‌آید
  9. 9 همه چون نقش دیواریم و جنبان می‌شویم آن دم·که نور نقش بند ما بر این دیوار می‌آید
  10. 10 گهی در کوی بیماران چو جالینوس می‌گردد·گهی بر شکل بیماران به حیلت زار می‌آید
  11. 11 خمش کردم خمش کردم که این دیوان شعر من·ز شرم آن پری چهره به استغفار می‌آید

ganjoor: sh591 · public domain