シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 592› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۵۹۲
- اگر باد زمستانی کند باغ مرا ویران بهار شهریار من ز دی انصاف بستاند
G592:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 اگر چرخ وجود من از این گردش فروماند·بگرداند مرا آن کس که گردون را بگرداند
- 2 اگر این لشکر ما را ز چشم بد شکست افتد·به امر شاه لشکرها از آن بالا فروآید
- 3 اگر باد زمستانی کند باغ مرا ویران·بهار شهریار من ز دی انصاف بستاند
- 4 شمار برگ اگر باشد یکی فرعون جباری·کف موسی یکایک را به جای خویش بنشاند
- 5 مترسان دل مترسان دل ز سختیهای این منزل·که آب چشمه حیوان بتا هرگز نمیراند
- 6 رَأَیْناکُمْ رأَیْناکُمْ وَ اَخْرَجْنا خَفایاکُمْ·فَإِنْ لَمْ تَنْتَهُوا عَنْها فَإِیّانا وَ إیّاکُمْ
- 7 وَ اِنْ طُفْتُمْ حَوالَینا وَ اَنْتُمْ نُورُ عَیْنانا·فَلا تَسْتَیْئِسُوا مِنّا فَإِنَّ العَیْشَ اَحْیاکُمْ
- 8 شکسته بسته تازیها برای عشقبازیها·بگویم هر چه من گویم شهی دارم که بستاند
- 9 چو من خود را نمییابم سخن را از کجا یابم؟·همان شمعی که داد این را همو شمعم بگیراند
ganjoor: sh592 · public domain