シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 592 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۵۹۲

  1. شمار برگ اگر باشد یکی فرعون جباری کف موسی یکایک را به جای خویش بنشاند

G592:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 اگر چرخ وجود من از این گردش فروماند·بگرداند مرا آن کس که گردون را بگرداند
  2. 2 اگر این لشکر ما را ز چشم بد شکست افتد·به امر شاه لشکرها از آن بالا فروآید
  3. 3 اگر باد زمستانی کند باغ مرا ویران·بهار شهریار من ز دی انصاف بستاند
  4. 4 شمار برگ اگر باشد یکی فرعون جباری·کف موسی یکایک را به جای خویش بنشاند
  5. 5 مترسان دل مترسان دل ز سختی‌های این منزل·که آب چشمه حیوان بتا هرگز نمیراند
  6. 6 رَأَیْناکُمْ رأَیْناکُمْ وَ اَخْرَجْنا خَفایاکُمْ·فَإِنْ لَمْ تَنْتَهُوا عَنْها فَإِیّانا وَ إیّاکُمْ
  7. 7 وَ اِنْ طُفْتُمْ حَوالَینا وَ اَنْتُمْ نُورُ عَیْنانا·فَلا تَسْتَیْئِسُوا مِنّا فَإِنَّ العَیْشَ اَحْیاکُمْ
  8. 8 شکسته بسته تازی‌ها برای عشقبازی‌ها·بگویم هر چه من گویم شهی دارم که بستاند
  9. 9 چو من خود را نمی‌یابم سخن را از کجا یابم؟·همان شمعی که داد این را همو شمعم بگیراند

ganjoor: sh592 · public domain