シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 630› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۶۳۰
- وان غصه که میگویی آن چاره نکردم دی هر چاره که پنداری آن نیز غرر باشد
G630:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 گر دیو و پری حارس باتیغ و سپر باشد·چون حکم خدا آید آن زیر و زبر باشد
- 2 بر هر چه امیدستت کی گیرد او دستت·بر شکل عصا آید وان مار دوسر باشد
- 3 وان غصه که میگویی آن چاره نکردم دی·هر چاره که پنداری آن نیز غرر باشد
- 4 خودکرده شمر آن را چه خیزد از آن سودا·اندر پی صد چون آن صد دام دگر باشد
- 5 آن چاره همیکردم آن مات نمیآمد·آن چاره لنگت را آخر چه اثر باشد
- 6 از مات تو قوتی کن یا قوت شو او را تو·تا او تو شوی تو او این حصن و مفر باشد
ganjoor: sh630 · public domain