シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 644› 対句 6 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۶۴۴
- هر غوره ز خورشید شد انگور و شکر بست وان سنگ سیه نیز از او لعل ثمین شد
G644:6
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد·هر جا که نشینیم چو فردوس برین شد
- 2 آن فکر و خیالات چو یأجوج و چو مأجوج·هر یک چو رخ حوری و چون لعبت چین شد
- 3 آن نقش که مرد و زن از او نوحه کنانند·گر بئس قرین بود کنون نعم قرین شد
- 4 بالا همه باغ آمد و پستی همگی گنج·آخر تو چه چیزی که جهان از تو چنین شد
- 5 زان روز که دیدیمش ما روزفزونیم·خاری که ورا جست گلستان یقین شد
- 6 هر غوره ز خورشید شد انگور و شکر بست·وان سنگ سیه نیز از او لعل ثمین شد
- 7 بسیار زمینها که به تفصیل فلک شد·بسیار یسار از کف اقبال یمین شد
- 8 گر ظلمت دل بود کنون روزن دل شد·ور رهزن دین بود کنون قدوه دین شد
- 9 گر چاه بلا بود که بد محبس یوسف·از بهر برون آمدنش حبل متین شد
- 10 هر جزو چو جندالله محکوم خداییست·بر بنده امان آمد و بر گبر کمین شد
- 11 خاموش که گفتار تو ماننده نیلست·بر قبط چو خون آمد و بر سبط معین شد
- 12 خاموش که گفتار تو انجیر رسیدست·اما نه همه مرغ هوا درخور تین شد
ganjoor: sh644 · public domain