シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 689 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۶۸۹

  1. چشم از نظرش چه مست می‌گشت وز قند لبش دهان چه می‌شد

G689:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 دوش از بت من جهان چه می‌شد·وز ماه من آسمان چه می‌شد
  2. 2 در پیش رخش چه رقص می‌کرد·وز آتش عشق جان چه می‌شد
  3. 3 چشم از نظرش چه مست می‌گشت·وز قند لبش دهان چه می‌شد
  4. 4 از تیر مژه چه صید می‌کرد·وان ابروی چون کمان چه می‌شد
  5. 5 می‌شد که به لاله رنگ بخشد·ور نی سوی گلستان چه می‌شد
  6. 6 آن لحظه به سبزه گل چه می‌گفت·وز نرگسش ارغوان چه می‌شد
  7. 7 جز از پی نور بخش کردن·بر چرخ دوان دوان چه می‌شد
  8. 8 گر زانک نه لطف بی‌کران داشت·آن ماه در این میان چه می‌شد
  9. 9 بنمود ز لامکان جمالی·یا رب که از او مکان چه می‌شد
  10. 10 بگشاد نقاب بی‌نشانی·وین عالم بانشان چه می‌شد
  11. 11 شب رفت و بماند روز مطلق·وین عقل چو پاسبان چه می‌شد
  12. 12 از دیده غیب شمس تبریز·این دیده غیب دان چه می‌شد

ganjoor: sh689 · public domain