シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 723 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۷۲۳

  1. عاشق چو پیاله پر ز خون بود چون ساغر می به قهقه آمد

G723:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ساقی برخیز کان مه آمد·بشتاب که سخت بی‌گه آمد
  2. 2 ترکانه بتاز وقت تنگست·کان ترک ختا به خرگه آمد
  3. 3 در وهم نبود این سعادت·اقبال نگر که ناگه آمد
  4. 4 عاشق چو پیاله پر ز خون بود·چون ساغر می به قهقه آمد
  5. 5 با چون تو مه آنک وقت دریافت·تعجیل نکرد ابله آمد
  6. 6 از خرمن عشق هر کی بگریخت·کاه است به خرمن‌ِ که آمد
  7. 7 بی گه شد و هر کی اوست مقبل·بگریخت ز خود به درگه آمد
  8. 8 اندر تبریز های و هویی‌ست·آن را که ز هجر با ره آمد

ganjoor: sh723 · public domain