シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 760› 対句 2 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۷۶۰
- مه و خورشید نظر شد که از او خاک چو زر شد به کرم بحر گهر شد، به روش باد صبا شد
G760:2
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 خنک آن کس که چو ما شد، همه تسلیم و رضا شد·گرو عشق و جنون شد، گُهرِ بحر صفا شد
- 2 مه و خورشید نظر شد که از او خاک چو زر شد·به کرم بحر گهر شد، به روش باد صبا شد
- 3 چو شه عشق کشیدش، ز همه خلق بریدش·نظر عشق گزیدش، همه حاجات روا شد
- 4 به سفر چون مه گردون به شب چارده پر شد·به نظرهای الهی به یکی لحظه کجا شد؟
- 5 دل تو کرد چرایی به برون ز آخُر قالب·وگر آن نیست به هر شب، به چراگاه چرا شد؟
- 6 خنک آن گه که کند حق گنهت طاعت مطلق·خنک آن دم که جنایات عنایات خدا شد
- 7 سفرِ مشکل و دورش بشد و ماند حضورش·ز درون قوّت نورش مدد نور سما شد
ganjoor: sh760 · public domain