シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 760 対句 7 ← 前へ

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۷۶۰

  1. سفر‌ِ مشکل و دورش بشد و ماند حضورش ز درون قوّت نورش مدد نور سما شد

G760:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 خنک آن کس که چو ما شد‌، همه تسلیم و رضا شد·گرو عشق و جنون شد‌، گُهر‌ِ بحر صفا شد
  2. 2 مه و خورشید نظر شد که از او خاک چو زر شد·به کرم بحر گهر شد‌، به روش باد صبا شد
  3. 3 چو شه عشق کشیدش‌، ز همه خلق بریدش·نظر عشق گزیدش‌، همه حاجات روا شد
  4. 4 به سفر چون مه گردون به شب چارده پر شد·به نظرهای الهی به یکی لحظه کجا شد؟
  5. 5 دل تو کرد چرایی به برون ز آخُر قالب·وگر آن نیست به هر شب‌، به چراگاه چرا شد‌؟
  6. 6 خنک آن گه که کند حق گنهت طاعت مطلق·خنک آن دم که جنایات عنایات خدا شد
  7. 7 سفر‌ِ مشکل و دورش بشد و ماند حضورش·ز درون قوّت نورش مدد نور سما شد

ganjoor: sh760 · public domain