シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 797 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۷۹۷

  1. ای صلاح دل و دین تو ز برون جهتی تا چنین شش جهت از نور تو رخشان باشد

G797:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ز اول روز که مخموری مستان باشد·شیخ را ساغر جان در کف دستان باشد
  2. 2 پیش او ذره صفت هر سحری رقص کنیم·این چنین عادت خورشیدپرستان باشد
  3. 3 تا ابد این رخ خورشید سحر در سحرست·تا دل سنگ از او لعل بدخشان باشد
  4. 4 ای صلاح دل و دین تو ز برون جهتی·تا چنین شش جهت از نور تو رخشان باشد
  5. 5 بنده عشق تو در عشق کجا سرد شود·چون صلاح دل و دین آتش سوزان باشد
  6. 6 تو رضای دل او جو اگرت دل باید·دل او چون طلبد آنک گران جان باشد
  7. 7 ای بس ایمان که شود کفر چو با او نبود·ای بسی کفر که از دولتش ایمان باشد
  8. 8 گلخنی را چو ببینی به دل و روی سیاه·هر چه از کان گهر گوید بهتان باشد
  9. 9 شمس تبریز تو سلطان همه خوبانی·هم جمال تو مگر یوسف کنعان باشد

ganjoor: sh797 · public domain