シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 797› 対句 5 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۷۹۷
- بنده عشق تو در عشق کجا سرد شود چون صلاح دل و دین آتش سوزان باشد
G797:5
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 ز اول روز که مخموری مستان باشد·شیخ را ساغر جان در کف دستان باشد
- 2 پیش او ذره صفت هر سحری رقص کنیم·این چنین عادت خورشیدپرستان باشد
- 3 تا ابد این رخ خورشید سحر در سحرست·تا دل سنگ از او لعل بدخشان باشد
- 4 ای صلاح دل و دین تو ز برون جهتی·تا چنین شش جهت از نور تو رخشان باشد
- 5 بنده عشق تو در عشق کجا سرد شود·چون صلاح دل و دین آتش سوزان باشد
- 6 تو رضای دل او جو اگرت دل باید·دل او چون طلبد آنک گران جان باشد
- 7 ای بس ایمان که شود کفر چو با او نبود·ای بسی کفر که از دولتش ایمان باشد
- 8 گلخنی را چو ببینی به دل و روی سیاه·هر چه از کان گهر گوید بهتان باشد
- 9 شمس تبریز تو سلطان همه خوبانی·هم جمال تو مگر یوسف کنعان باشد
ganjoor: sh797 · public domain