シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 83 対句 8 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۳

  1. مجلس به تو فرخنده عشرت ز دمت زنده چون شمع فروزنده تا روز مشین از پا

G83:8

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای یار قمرسیما ای مطرب شکرخا·آواز تو جان افزا تا روز مشین از پا
  2. 2 سودی همگی سودی، بر جمله برافزودی·تا بود چنین بودی تا روز مشین از پا
  3. 3 صد شهر خبر رفته کای مردم آشفته !·بیدار شد آن خفته تا روز مشین از پا
  4. 4 بیدار شد آن فتنه کاو چون بزند طعنه·در کوه کند رخنه تا روز مشین از پا
  5. 5 در خانه چنین جمعی در جمع چنین شمعی·دارم ز تو من طمعی تا روز مشین از پا
  6. 6 میر آمد میر آمد وان بدر منیر آمد·وان شکر و شیر آمد تا روز مشین از پا
  7. 7 ای بانگ و نوایت تر وز باد صبا خوشتر·ما را تو بری از سر تا روز مشین از پا
  8. 8 مجلس به تو فرخنده عشرت ز دمت زنده·چون شمع فروزنده تا روز مشین از پا
  9. 9 این چرخ و زمین خیمه، کس دید چنین خیمه ؟·ای استن این خیمه ! تا روز مشین از پا
  10. 10 این قومْ پرند از تو با کرّ و فَرند از تو·زیر و زبرند از تو تا روز مشین از پا
  11. 11 در بحر چو کشتیبان آن پیل همی‌جنبان·تا منزل آباقان تا روز مشین از پا
  12. 12 ای خوش‌نفسِ نایی بس نادره برنایی·چون با همه برنایی تا روز مشین از پا
  13. 13 دف از کف دست آید نی از دم مست آید·با نی همه پست آید تا روز مشین از پا
  14. 14 چون جان خمشیم اما، کی خسبد جان جانا ؟·تو باش زبان ما تا روز مشین از پا

ganjoor: sh83 · public domain