シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 836› 対句 14 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۳۶
- ور برآری ز تک دریا گرد چو کف موسی عمران چه شود
G836:14
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 گر نخسپی شبکی جان چه شود·ور نکوبی در هجران چه شود
- 2 ور بیاری شبکی روز آری·از برای دل یاران چه شود
- 3 ور دو دیده ز تو روشن گردد·کوری دیده شیطان چه شود
- 4 ور بگیرد ز گل افشانی تو·همه عالم گل و ریحان چه شود
- 5 آب حیوان که در آن تاریکیست·پر شود شهر و بیابان چه شود
- 6 ور خضروار قلاووز شوی·تا لب چشمه حیوان چه شود
- 7 ور ز خوان کرم و نعمت تو·زنده گردد دو سه مهمان چه شود
- 8 ور ز دلداری و جان بخشی تو·جان بیابد دو سه بیجان چه شود
- 9 ور سواره سوی میدان آیی·تا شود سینه چو میدان چه شود
- 10 روی چون ماهت اگر بنمایی·تا رود زهره به میزان چه شود
- 11 ور بریزی قدحی مالامال·بر سر وقت خماران چه شود
- 12 ور بپوشیم یکی خلعت نو·ما غلامان ز تو سلطان چه شود
- 13 ور چو موسی تو بگیری چوبی·تا شود چوب چو ثعبان چه شود
- 14 ور برآری ز تک دریا گرد·چو کف موسی عمران چه شود
- 15 ور سلیمان بر موران آید·تا شود مور سلیمان چه شود
- 16 بس کن و جمع کن و خامش باش·گر نگویی تو پریشان چه شود
ganjoor: sh836 · public domain